شماره 2

دلیل توهین­ های مجازی در شبکه ­های اجتماعی توسط برخی از ایرانی­ها چیست؟

جامعه شناسان و کارشناسان اجتماعی هر کدام دلایل مختلفی را در تحلیل این رفتار عنوان می کنند. یکی از نکاتی که در ریشه یابی این موضوع بیان می شود، «واکنش های احساسی» ایرانیان زیر فشار شکست و یا بروز مشکلات است. این دسته از کارشناسان عنوان می کنند نمونه این رفتارها را می توان به هنگام بروز تصادفات رانندگی در کوچه و خیابان هم دید. تصادف دو وسیله نقلیه اتفاقی است که روزانه هزاران بار در نقاط مختلف دنیا رخ می دهد و شاید کشور ما از معدود جاهایی است که ممکن است رانندگان با فحاشی و نزاع، از خجالت هم در بیایند. برای ملتی که در فرهنگش رفتاری چون «تعارف» را دارد، حمله به صفحات افراد مشهور، اتفاقی طبیعی ارزیابی نمی شود و نخواهد شد. مدافعان تئوری واکنش احساسی در زمان شکست، در حالی رفتار سخیف برخی از کاربران ایرانی را به این موضوع نسبت می دهند که در یکی از آخرین دسته گل های این عده، اصلاً ارتباطی به ایران و ایرانی نداشت. اگر حمله به صفحه مسی به دلیل هم گروهی دو تیم آراژنتین و ایران در جام جهانی و باخت ایران با گل مسی اتفاق افتاد یا توهین به زایتسف، والیبالیست سرشناس تیم ملی ایتالیا، صرفاً به دلیل بازی خوبش مقابل ایران بود و ارتباطی به کشورمان داشت، اما درج بیش از 300 هزار کامنت عموماً توهین آمیز فارسی در صفحه اینستاگرام «پایت»، بازکن تیم ملی فرانسه که در دیدار فینال جام ملت های اروپا باعث مصدومیت کریستین رونالدو، مهاجم تیم ملی پرتغال، شده بود؛ را باید پدیده ای عجیب و ناشناخته دانست که در ذیل تئوری واکنش احساسی به شکست نمی گنجد، معنا نمی یابد؛ چرا که بر فرض اینکه مهاجم پرتغالی در کشورمان 300 هزار هوادار داشته باشد، عجیب است که همه آنها از جنس کسانی باشند که چنین رفتارهایی را انجام می دهند. در واقع باید به دنبال علل و ریشه های دیگری بود.

دسته ای دیگر از کارشناسان معتقدند زمینه های بروز چنین حجمی از پرخاشگری در جامعه ایرانی وجود داشته است. به اعتقاد آنها در حال حاضر با گسترش استفاده از فضای مجازی که در آن می توان هویت واقعی خود را مخفی کرد، این رفتار مخفی گذشته، بروز عنان گسیخته یافته است. شاید برای توضیح این مدعا می توان رفتار «پرتاب سنگ» به قطارهای در حال حرکت را به خاطر آورد. زمانی حجم سنگ پرانی به قطارهای مسافری، توسط کودکان و نوجوانان، در مناطقی که ریل آهن از محل سکونت آنها عبور می کرد به حدی عمومیت داشت که پیش از رسیدن به برخی شهرها و روستاها، مأموران قطار، مسافران را به کوپه های خود راهنمایی می کردند که در صورت شکستن شیشه های قطار ناشی از سنگ پرانی آسیب نبینند؛ رفتاری که با وجود عجیب و غیر قابل باور بودنش، در حافظه ما پر رنگ است و البته هیچ کس هم نتوانست دلیل این رفتار را توضیح دهد و حتی آنها که سنگ پرتاب می کردند، به احتمال زیاد قادر نبودند دلیل کارشان را توضیح دهند و احتمالا پس از اینکه چند هنجارشکن نخستین سنگ را پرتاب می کردند، آنها هم دست به این تقلید زشت می زدند. اکنون نیز باید در نظر گرفت میان حمله بی دلیل با سنگ به قطار و فحاشی در صفحات افراد مشهور، شباهت های غیر قابل انکاری وجود دارد. بروز خشم و پرخاش توسط لایه هایی از اجتماع که احساس می کنند نادیده گرفته شده اند و از این طریق می توانند نه تنها جلب توجه کنند، بلکه در جمعی بزرگتر از افراد شبیه به خود پذیرفته شوند. حسن فضای مجازی برای حمله کنندگان این است که هویت کسی که سنگ را به سوی شیشه قطار پرتاب می کرد، واقعی بود؛ اما در فضای مجازی هر کسی می تواند به راحتی هویتی جعلی برای خود بسازد و با پنهان شدن زیر آن، عقده های شخصی و اجتماعی خود را در لوای آن پنهان کند.

نگاهی به صفحات کسانی که دست به این حملات می زنند نشان می دهد بیشتر در رده سنی نوجوانان و جوانان هستند و جلب توجه به هر شکلی، در این سنین طرفداران بسیاری دارد. ذهنیت افراد در این سنین چندان نگران تبعات منفی برای کشور و فرهنگش نیست و پذیرفته شدن در جمع همسالان، حتی با رفتارهای ناپسند، اهمیت و اولویت بیشتری دارد. گویی هنجارشکنی در این سنین و عصیان در مقابل فرهنگ بزرگسالان، ارزش محسوب می شود.

در این میان باید یک نکته مهم دیگر را فراموش نکرد. برخورد جامعه ایرانی با تکنولوژی های تازه، غیر عادی و بعضاً همراه با ناهنجاری است. وقتی خانه های ایرانی به «زنگ در» مجهز شدند، عده ای کارشان این بود که شب ها زنگ خانه ها یمختلف را به صدا در می آوردند و سپس پا به فرار می گذاشتند. رفتاری که اکنون عجیب و دور از ذهن است، زمانی تبدیل دغدغه بسیاری شده بود. مانند اینکه سال های سال پس از رواج تلفن ثابت در منازل ایرانیان، پدیده «مزاحم تلفنی» رواج داشت. زمانی که تلفن های همراه به امکان بلوتوث مجهز شدند، در ابتدا توسط عده ای، بدترین استفاده ممکن از آن به عمل می آمد. فرهنگ استفاده از اینترنت در حال حاضر با یک دهه گذشته قابل مقایسه نیست. به نظر می رسد فرهنگ استفاده از شبکه های اجتماعی نیز با توجه به افزایش ضریب نفوذ و افزایش سرعت اینترنت تلفن های همراه و جوانی این پدیده، با همین رویه مواجه شده است و یک دهه بعد با شگفتی از رفتار عجیب عده ای قلیل از کاربران شبکه های اجتماعی، سخن خواهیم گفت.

هرچند در صورت ادامه دار شدن اینگونه حملات توسط افرادی که ما می دانیم عده قلیلی از کاربران فضای مجازی ایرانی هستند (ودیگران نمی دانند)، معلوم نیست تا زمانی که برایمان تبدیل به خاطره شود؛ بر سر تصویر ایران در نگاه شهروندان دیگر کشورها چه خواهد آمد!!!!!!!

 

روزنامه همشهری شنبه 23 مرداد 1395